شب ...
شب . .
خوابیده بودم . . .
کابوس میدیدم
از خواب بلند شدم تا به آغوشت پناه ببرم . . .
افسوس . .
یادم رفته بود . . .
که از نبودنت به خواب پناه برده بودم...

[ چهارشنبه 15 آبان 1392 ] [ 13:06 ] [ stgirl_1377 ]
[
ارسال نظر(1)
]
ܓ♥ܓ✿ کلبه احساس دخترک شهریوری ܓ♥ ܓ✿
شب . .
خوابیده بودم . . .
کابوس میدیدم
از خواب بلند شدم تا به آغوشت پناه ببرم . . .
افسوس . .
یادم رفته بود . . .
که از نبودنت به خواب پناه برده بودم...









